325318_395-1

پرده اول؛ استقلال و استرا
هرچه بیشتر فکرش را می‌کنم، بیشتر به نظرم غیرممکن می‌آید و هر چه بیشتر به نظرم غیرممکن می‌آید، بیشتر معتقد می‌شوم که هرگز نمی‌شود چیزی را پیش‌بینی کرد. حتی حرکات شخصی خودمان را هم نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم. من همه جور فکری می‌کردم، الا نتیجه نگرفتن استراماچونی با استقلال! باورکردنی نیست، کجای کار می‌لنگد؟
چرا پازل استقلال کامل نیست؟
بعید می‌دانم استراماچونی همانند اسلافش سرسخت نباشد. مربیان ایتالیایی در این زمینه «سرآمد» هستند. سختکوشی و البته شکیبایی از خصایص بارز آنهاست. استراماچونی که آمده بود هم خودش و هم استقلال را به پرواز درآورد، حالا «آچمز» شده است. ۴ هفته از لیگ گذشته و او با تیمش از آخر «دوم» هستند!
او حالا انگار «نفرین» شده است!
تک و تنها در حال مبارزه و احقاق حقی، که «حق» خودش و تیمش می‌داند! استرا نیامده بود، با کوهی از مشکلات و بار سنگین نتیجه نگرفتن با استقلال، خیلی زود به «بن‌بست» برسد. آمده بود ناجی باشد، قهرمان باشد و تیمش را به سان قهرمان معرفی کند. ولی حالا زمین و زمان به هم دوخته شده‌اند تا این مرد چکمه‌پوش، فعلاً روی خوش نبیند. استراماچونی برای سنجاق کردن روز‌های خوب گذشته آمده تا استقلال را با آن روز‌ها «گره» بزند، اما انگار چیزی این وسط «جور» نیست، نه برای او و نه برای استقلال، که استرا را فرشته نجات خود می‌دید. شاید احمقانه به نظر بیاید که در چنین روزی، وقتم را با نوشتن درباره آندره‌آ استراماچونی تلف کنم، ولی در این لحظه که او تحت فشار است، دائم با خود تکرار می‌کنم «من کنار او هستم»! بله، همه ما- چه استقلالی و چه دوستداران فوتبال- باید از او حمایت کنیم، از فوتبال متفاوتی که او با استقلال در لیگ نوزدهم به نمایش می‌گذارد. از دانشش که در شهرآورد به وضوح به رخ کشید و از کمترین داشته‌هایش- در مقیاس با پرسپولیس که از نظر مهره چه در زمین و چه روی نیمکت برتری ویژه‌ای داشت- بهترین و مناسب‌ترین بهره را برد. در حالی که نفس در سینه اش حبس شده و تصویر قلب شکسته اش را در چشمانش می‌بینید، مصمم‌تر از قبل می‌خواهد به کارش ادامه دهد. او و استقلال به چنین روحیه‌ای برای موفقیت در بازی‌های آینده نیاز دارند.
پرده دوم؛ سیدحسین حسینی؛ دروازه‌بانی که اشتباه زیاد می‌کند!
بدون تردید در بین یازده بازیکن یک تیم، یک بازیکن استثنایی به نام دروازه‌بان وجود دارد. او باید هنگام بازی از مهارت خاصی برخوردار باشد. انعطاف‌پذیر باشد، دست‌های محکم و چسبان داشته باشد و در رساندن توپ به منطقه دفاعی حریف قدرتمند و قوی باشد. سیدحسین حسینی، دروازه‌بان شماره یک استقلال، که زمانی «سلطان» کلیت‌شیت بود، حالا به پاشنه آشیل تیمش تبدیل شده است. او نه در خروج‌هایش مطمئن عمل می‌کند و نه در بسته نگه داشتن دروازه تیمش! حسینی اساسی‌ترین وظیفه دروازه‌بان که «گل» نخوردن است، را به درستی انجام نمی‌دهد. او با اشتباهاتش ساده‌ترین موقعیت‌های حریف را به خطرناک‌ترین حمله برای رقبا تبدیل می‌کند. صحنه گل پرسپولیس بهترین شاهد این مدعاست! حسینی در مواجهه با توپ‌های ارسالی- از همه نوعش-نامطمئن به نظر می‌آید و هیچ استعدادی برای رفع این مشکل بروز نمی‌دهد. استقلال با حسینی برای هر تیمی یک «موهبت» بزرگ محسوب می‌شود. گلری که قرار بود بعد از رفتن رحمتی، عصای دست استراماچونی باشد، حالا «قاتل» جانش شده است. حسینی می‌داند- و باید بداند- دروازه‌بان کسی است که با چندین واکنش خوب باز هم دیده نمی‌شود، اما با یک اشتباه کوچک مورد سرزنش همه قرار می‌گیرد. یک دروازه‌بان خوب و ایده‌آل فقط در سایه تمرینات مرتب و منظم بدنی می‌تواند خود را در سطوح بالاتر و بهتر مطرح کند.
 
*مجید ابونوری
0/5 ( 0 نظر )